تبليغاتX
فراموشخانه
قسم به اسم آزادی ........!!!
××××روز مادر مبارکباد×××× 

مادر

مادر نگاه خسته وتاریکت با من هزار گونه سخن دارد

با صد زبان به گوش دلم گوید رنجی که خاطر تو زمن دارد

دردا که از غبار کدورت ها ابری به روی ماه تو می بینم

سوزد چو برق خرمن جانم را سوزی که در نگاه تو می بینم

چشمی که پر زخنده ی شادی بود تاریک ودردناک و غم آلود است

جزسایه ی ملال به چشمت نیست آن شعله نگاه پر از دود است

آرام خنده می زنی و دانم در سینه ات کشاکش طوفان است

لبخند دردناک تو ای مادر سوزنده تر زاشک یتیمان است

تلخ است این سخن که به لب دارم مادر بلای جان تو من بودم

اما تو ای دریغ گمان بردی فرزند مهربان تو من بودم

چون شعله ای که شمع به سر دارد دائم زجسم وجان تو کاهیدم

چون بت تو را شکستم و شرمم باد با آن که چون خدات پرستیدم

شرمنده من به پای تو می افتم چون بر دلم زریشه ی گنهی باری است

مادر بلای جان تو من بودم این اعتراف تلخ گنهکاری است

 

 

...... چقدر زیباست پسری از نازمادر بگوید، آنجا که امام صادق (ع) می فرمایند:

{مادرم زهرا(س) صورتی داشت به سپیدی ماه و گیسوانی به سیاهی شب و آنگاه که موهایش را شانه می کرد تو گویی که ماه شب چهارده می درخشد.}

ماهی به سپیدی صورت زهرا(س) در میان شبی تیره که دورتادور آن را گرفته است، روزی در دل شب و تو گویی: تولج النهار فی اللیل

و شب که مایه آرامش است و سکوت و زایش انرژی و حرکت و توان برای فردا، فردایی بهتر، شب آرام و پرفکر و فردا روشن و پرتحرک.شبی پرطمطراق و روزی پرشکوه و دامن این شب پر از راز زایش و آرامش و مهر است مثل دامن مادر و .....

و تو گویی تولج اللیل فی النهار

آری زهرا اینچنین بود معنای زیبای آیات .............

آسمان

|+| نوشته شده توسط ابراهیم در 85/04/22 | موضوع: اجتماعی
بالا
جستجو در گوگل